كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
497
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
فَأَمَّا الَّذِينَ شَقُوا فاما آنان كه بدبخت شدند فَفِي النَّارِ پس در آتش دوزخاند لَهُمْ فِيها مر ايشان را در آتش زَفِيرٌ فريادى سخت وَ شَهِيقٌ و ناله زار و زفير صوت شديد را گويند و استعمال او در مبدأ صوت حمار است و شهيق صوت ضعيف بود و در آخر نهيق مستعمل مىباشد تشبيه مىكند فرياد اشقيا را به انكر اصوات كه صوت حمير است و اين بدبختان با اين ناله و فغان خالِدِينَ فِيها جاويدان باشند در ان آتش ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ هميشه تا آنكه آسمانها و زمينها برجاست اين كلمات در عرف عرب عبارت از تابيد ابد و تخليد خلود است پس دوام اهل النار بدوام آسمان و زمين باز بسته نباشد چه نصوص و إله برتابيد دوام اهل النار و انقطاع دوام ارض و سما دارد است پس اعتقاد بايد كرد كه كفار كه اشقيا عبارت از ايشان است جاويد در دوزخ خواهند بود إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ مگر آنچه خواهد پروردگار تو ايشان را از عذاب نار به عذاب زمهرير معذب سازد يا عذابى ديگر غير از عذاب آتش چه در دوزخ انواع عذاب و عقوبت است يكى از آنها آنست كه به آتش عذاب كنند پس استثنا از خلود باشد در عذاب نار نه از خلود در دوزخ إِنَّ رَبَّكَ به درستى كه آفريدگار تو فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ كننده است هر چيزى را كه خواهد از انواع تعذيب وَ أَمَّا الَّذِينَ سُعِدُوا و اما آنان كه نيكبخت شدند فَفِي الْجَنَّةِ پس ايشان در بهشتاند خالِدِينَ فِيها جاويدان در آن ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ مادامىكه باشد آسمان آخرت و زمين آنچه به حكم يوم تبدل الارض غير الارض و السموات زمين و آسمان بدل اين آسمان و زمين خواهد بود حضرت شيخ قدس سره در فتوحات آورده كه دوام آسمان و زمين از حيثيت جواهر ايشان مراد است نه از حيثيت صورت ايشان و گفتهاند مراد فوق و تحت است چه عرب هر چه بالاى سر باشد آن را آسمان گويند و آنچه زير قدم بود آن را ارض خوانند پس مادامىكه تحت و فوق باشند سعداء در بهشت باشند إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ مگر آنچه خواهد پروردگار تو كه آنها را از نعيم جنان به دولتى رساند زيادت از ان كه آن رتبه رويت است و رضوان يا به نعمتى كه كنه وى را كس نداند مگر حضرت وى كه عالم است بجميع معلومات و نكته فلا تعلم نفس ما اخفى لهم من قرة اعين مؤيد اين قول است و شمه ازين قول در باب در سوره توبه در تفسير آيت و رضوان من اللّه اكبر سمت ذكر يافته و ببايد دانست كه علماى تفسير درين استثناى سخن بسيار گفتهاند و زاد المسير آورده كه استثناء لا يفعله و در معالم فرموده كه خداى تعالى درين استثناء داناتر است و اگر اقوال همه آورده شوند شرط ايجاز كه در اوّل مقرر شده باقى نماند و اللّه الباقى و له الحكم و اليه ترجعون عَطاءً عطاء داد ايشان را عطا داد لى غَيْرَ مَجْذُوذٍ نامنقطع يعنى ممتد الى غير النهاية فَلا تَكُ پس مباش فِي مِرْيَةٍ در گمان مخاطب حضرت رسالتپناهست ص و حقيقت خطاب راجع به امت است مىفرمايد كه به شك مباشيد مِمَّا يَعْبُدُ هؤُلاءِ از آنچه مىپرستند اين مشركان در آنكه ضلالت است مؤدى بهلاك يعنى شك مكنيد در آنكه آن عبادت گمراهى است كه آخر بهلاك ايشان كشد چنانچه كفر امم ماضيه سبب هلاك و عذاب ايشان شد ما يَعْبُدُونَ نمىپرستند اهل شرك بتان را إِلَّا كَما يَعْبُدُ مگر بر وجهى كه مىپرستيدند آباؤُهُمْ مِنْ قَبْلُ پدران ايشان پيش ازين يعنى بباطل وَ إِنَّا لَمُوَفُّوهُمْ به درستى كه ما تمام رسانندهايم بديشان نَصِيبَهُمْ بهره ايشان را از عذاب غَيْرَ مَنْقُوصٍ در حالتى كه آن نصيب ناكاسته نباشد .